تبليغاتX
دانلود عشق

دانلود عشق

نبینی پشیمون می شی

بذار دوباره ستاره بازیگر باشم

برایت نقش خوب و شاد بودن را بازی کنم

آره خوبم!

خوبم!

خوبم!

تو شاد باش

تو ...

نه تو لازم نیست درد و رنج من را درک کنی . تو خوب باش . تو شاد باش . تو آسوده بمان

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت21:31توسط عاشق | |

پشت سرم، گریه نکن؛ مسافرم مسافرم

اشکاتو هی، هدر نده؛ باید برم باید برم

********* 

جلوی راهمو نگیر، نزار منم گریه کنم

صلاحمون، اینه عزیز؛ باید برم سفر کنم

*********  

طاقت اشکاتو ندارم

تو رو خدا، نزار ببارم

خدا نخواست، قسمت اینه

که من تو رو تنها بزارم

 ********* 

تو رو خدا گریه نکن

اینقدر نگو نرو نرو

بغضم داره میترکه

اینقدر نگو نرو نرو

*********  

اینجوری بی تابی نکن

الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه

باید برم، باید برم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت17:9توسط عاشق | |

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم که صبر کن و گوش به من دار

گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خو بيست

ولي تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت

به سلامت بگذار بسوزد دل من

مسئله اي نيست

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت17:4توسط عاشق | |

بي تو يک روز در اين فاصله ها خواهم مرد

مثل يک بيت ته قافيه ها خواهم مرد

تو که رفتي همه ثانيه ها سايه شدند

   سايه در سايه اين ثانيه ها خواهم مرد

شعله هاي بي تو ز بي رنگي دريا گفتند

   موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوري چشمان بهار

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت17:2توسط عاشق | |

وقتي طلوع کردي من آن بالا بودم! پشت شيشه،محو تو! آخ که گاهي پايين چقدر بهتر از بالاست! تو نمي دانستي من چه عاشقانه دوستت دارم.
تو آن پايين مثل يک حجم آبي مي درخشيدي و من به هر چه رنگ آبي بود حسودي ام مي شد...!

دل من چقدر کوچک و تنگ بود.مي خواستم بگذارمش هزار بارخيابان ها راتمام کندتا بزرگ شودو بزرگ شود و بازهم بزرگ شود و بزرگ تر شود تا تو در آن جا بگيري ... اما نشد و نمي شود...

بعد تو چشم هاي زيبايت را به من دادي که چقدر مهربان بودند و من چشم هام را به تو و تو هنوز نمي دانستي من دوستت دارم بهترينم.

 بعد من به دست هات خيره شدم و همه ي معصوميت زندگي را درآن ها ديدم و بر خود لرزيدم...

مثل دريا آبي بودند يا انگار تکه اي از آسمان بودند که روي زمين افتاده بودند. بعد من با قلم سبزي تمام حرمت آن دست هاي آبي را بوسيدم و فهميدم که خدا هم آبي ست

love

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت17:0توسط عاشق | |

اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

love


بی تو
 
 
بی تو من مردابم

                          ساکتم خسته و سرد

چشمه ای خشکیده

                       بر لبم  حسرت درد

آرزویم باران

                      بارش ابر جنون

مرهم آبی ابر

                      بر تن تشنه ی خون

در کنار تو دلم

                     چشمه ی نیلی آب

میرود رنج و غمم

                   در سرا پرده ی  خواب

lover

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت16:58توسط عاشق | |

 

اگر اشک ها نمی بود داغ ... ها

  سرزمین وداع را می سوزاند

 کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی

 پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد

 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

 همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای

 زود از دنیای تو می رود .

  امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

 پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی

 افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .

 دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

 کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد

 نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .

 من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن

 و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .

 زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین

 سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است

 که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .

 ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم

 به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا

 دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است

 دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند

 تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای

 دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم

 و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم

  

 

 ازت متنفــــــــــرم سرنوشت شوم من

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت16:55توسط عاشق | |

...اسمان اینجا ابیست....

...من بین غریبه ها نیستم...

...همه اشنایند اما...

...هیچ اشنایی نیست!...

...می دانی...

...دلم بین این همه اشنایان غریبه پوسیده است...

...احساس حباب را حالا می فهمم...

...وقتی روی اب نگران ترکیدن است....

***

بد یعنی :شکستن دل و غرورت...

بدتر یعنی:از دست دادن تکیه گاهت چون حاضری به خاطرش به بد راضی باشی

به عبارتی حاضری دل و غرورت رو فدای حفظ تکیه گاهت کنی

بدترین یعنی:به وسیله تکیه گاهت دل و غرورت بشکنه...

و بعدش هم از دستش بدی...

اما مشکل چیه ؟؟؟

اینه که به یکی غیر خودت تکیه کردی؟...

***

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن!

شاید از سکوتت بفهمن که چقدر دردو غم تو وجودته...

***

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت16:54توسط عاشق | |

i love you

 

دلم مي خواد از تو بگم


واسه تو بگم


از تو تك ستاره زندگيم


از تو گل سرخ و نازي كه شكفتي و عطرت فضاي زندگيم رو معطر كرد


مثل يه بذرِ كوچيك تو وجودم جوونه زدي


و مثل يه نهالِ  زندگيمو سبز كردي


سبزِ سبز مثل يه سبزه زار


صداي خنده هات رو كه با سخاوت تقديمم مي كني

 

 تمام ناراحتي رو از دلم مي تكونه


وقتي مي گي دوستم داري ديگه از خدا هيچي نمي خوام


وقتي سرمو رو سينه ت مي ذارم با صدايِ قلبت آروم مي شم


آرومِ آروم



مي خوام سنگ صبورت باشم


واسه وقتهاي دلتنگي


مي خوام كه دردت، رنجت، تبت همش و به جون بخرم



نازنازكم نگاهت منو سر مست ميكنه


و مرواريد اشكت دلم رو غمگين


عزيزِ دل مي دوني چقدر دوستت دارم


اونقدر كه مي خوام هر چي دارم پيش كشت كنم


اونقدر كه مي خوام


دنيا رو واست كف دستم بگيرم و واسه يه نگاهت قربوني كنم


تو همه چيز و با خودت آوردي


عشق و محبت و حرارت و گرمي


تو اميد رو با خودت آوردي


تقدس عشقِ تو با هيچ عشقي قابل قياس نيست


گل من تو همه چيز رو با خودت آوردي


دوستت دارم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت16:52توسط عاشق | |